خنده ام میگیره ...
میگی دیگه اینجا نمیام ...
بعدش میای ایراد از مطالب میگیری ...
۸ سال و ۹ سالش چه فرقی میکنه وقتی این کودک سر راهیه ...
از عشق برات می نویسم ....
میای میگی عشق با این ق نیست ...
حس میکنم اینجایی ...
بروجردی ....
حس خیلی نزدیکی بهت دارم ...
میگی وبلاگ نمیام ولی از من بیشتر سر میزنی ...
تمام پست ها رو میخونی ...
هرشب ...
حتی پست های چند سال پیش رو ...
عجبا ....
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
قربون اون اشکات عشق من ...
کامنت گریه نذار یاد اشکات میفتم جیگرم اتیش میگیره زندگی من ...
همه کسم ...
تو بخند ...
فقط بخند ....
یادت خنده هات بیفتم حالم خوب بشه ...
یاد نوژ گفتنت ...
یاد لبهای عسلیت ...

برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی


برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی